تبليغاتX

گـــفـــتـــمـــان آزاد

گـــفـــتـــمـــان آزاد


بدان كه آخرتت را تباه كردي


دنيا طلبي و ترويج مال حرام ، دوعامل از عوامل مهم وقوع فاجعه عاشورا بود . به نمونه هايي توجه كنيد :

*وقتي عمر سعد از عبيدالله مهلت گرفت تا درباره جنگ با امام حسين (ع) تصميم گيري كند ، مردي خيرخواه وعاقل كه از دوستان پدر عمر سعد بود به او گفت : واي برتو ، آيا مي خواهي پسر دختر رسول خدا را بكشي؟ آيا مي داني به جنگ چه كسي مي روي؟ آيا سخنان بي نظير پيامبر (ص) درباره او را نشنيده اي؟ اگر دستت به خون او آلوده شود ، بدان كه آخرتت را تباه كرده اي.عمر سعد كه در حال و هواي حكومت ري بود،با وجود تمامي سوابق درخشان خود و خانواده اش در خدمت به اسلام ، گفت : مي دانم.اما وقتي حسين رابكشم ، امير 70 هزار سواره نظام و والي ملك ري خواهم بود....


*هنگامي كه امام حسين (ع) براي آخرين بار به اتمام حجت با لشكريان يزيد پرداخته و آنان را نصيحت مي فرمود ، اين افراد با هلهله و سروصدا ، مانع از شنيده شدن سخنان امام حسين (ع) شدند . دراين هنگام ، امام(ع) خطاب به آنان فرمود : شكم هاي شما از حرام ، پرشده و بر قلب هايتان مهر خورده است . واي بر شما .....


*فاطمه(س) دختر خردسال امام حسين(ع) مي گويد : بعداز شهادت پدرم ، يكي از سربازان لشكر عمرسعد به نام غانمه وارد خيمه ما شد ودر حالي كه گريه مي كرد ، خلخال را از پاي من بيرون مي كشيد . گفتم‌: چرا گريه مي كني اي دشمن خدا؟ گفت چگونه گريه نكنم در حالي كه خلخال دختر رسول خدا را مي ربايم . به او گفتم: نربا. گفت: مي ترسم كس ديگري آن را براي خود بردارد . بعداز غانمه هم ديگران آمدند و حتي چادرهاي مارا از سرمان برداشتند .......


*يكي از سران لشكر ابن زياد ، در حالي كه سر مبارك امام حسين (ع) را در جعبه اي چوبي قرار داده بود ، بر يزيد وارد شد و گفت: من بهترين انسان را از جهت پدرو مادر كشتم . و سپس تقاضاي طلا و نقره كرد يزيزد گفت: اگر بهترين مردم است چرا او را كشتي ؟ پاسخ داد: به خاطر آنكه از تو جايزه بگيرم.


**در هر دوران ، بندگان دنيا طلب و طمع ورزان به زرق و برق و مقام و مال و ثروت ، در صف اول مبارزه و مقابله با اهل حق قرار دارند.با وجود آنكه حق و حقيقت ، همچون آينه اي درخشان ، پيش روي آن هاست واين حقيقت را درك مي كنند ، اما جلوه كاذب دنيا ، مانع از پذيرش حق توسط آن ها مي شود . در دوران كنوني نيز ، همه دشمنان نظام و ولايت ، چه دشمنان خارجي و چه عناصر پر سابقه اي كه به تدريج در اردوگاه دشمن قرار گرفته اند ، مرعوب همين جاه و پست و ثروت زود گذر دنيا شده اند . باشد تا عبرت بگيريم و زرق و برق دنيا ، مارا به لشكر يزيد ، نكشاند . البته عناصر نادان و خائن نيز بايد از سرنوشت عمرسعد عبرت بگيرند كه با خيانت به آل پيامبر (ص) هرگز به حكومت ري نخواهند رسيد.....

 

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 19:39 توسط علیرضاآقاجانی| |

 

بيش از سه ماه از انتخابات دهم ریاست جمهوری گذشت.

انتخاباتی که اوج و شکوه مردم‌سالاری دینی را به نمایش گذاشت و دموکراسی غربی را به چالش کشید و همین بود که خیلی‌ها آن را تاب نیاوردند و خواسته و برخی‌ها ناخواسته درگیر حوادثی شدند که درس‌های فراوانی برای سیاسیون و نخبگان و مردم داشت.

این روزها شاهد برگزاری دادگاه برخی متهمین حوادث پس‌از انتخابات هستیم.

حوادثی که دلایل بروز آن را می‌توان به صورت خلاصه این‌گونه بیان کرد:

- عدم پایبندی میرحسین موسوی به قانون و زیرپا گذاشتن تمامی اصول قانونی در ارتباط با موضوع انتخابات، با وجود این‌که شعار قانون و قانون‌گرایی از کلیدواژه‌های تکراری او در نشست‌ها و میتینگ‌های تبلیغاتی‌اش بود.

- عدم ولایت‌پذیری موسوی، با وجود دیدار با مقام معظم رهبری و خود رأیی او.

- عدم آشنایی کاندیدای مغلوب از فضای سیاسی و جو حاکم بر جامعه.

- تمسک و توجه به گزارشات اطرافیان غرض‌ورز، در ارائه گزارشات انتخاباتی و عدم توجه به واقعیات موجود کشور.

- قدرت‌پرستی و ریاست‌طلبی برخی جریان‌ها و احزاب سیاسی هوادار کاندیدای شکست خورده در انتخابات.

- نامه‌پراکنی و صدور بیانیه‌های تحریک‌آمیز و به بازی گرفتن احساسات بخشی از جامعه و سوء استفاده از آن‌ها و به خصوص قشر جوان.

- به خیابان کشاندن معترضین و حضور در تجمعات غیرقانونی.

- تمسک و رجوع به رسانه‌های بیگانه مانند BBC ، VOA و... توسط موسوی و اطرافیانش.

- حمایت از آشوب‌طلبان و دفاع از عمل مجرمانه آنان.

- حمله به قوه‌ی قضائیه در رابطه با محاکمه عوامل طراح و حمایت کننده‌‌ی میانی و میدانی آشوب‌ها و اغتشاشات اخیر.

- و صدها دلیل بزرگ و کوچک دیگر.

آقای موسوی؛ چرا کاری کردی که باعث شادی و زیاده‌خواهی دشمنان و غم و اندوه و احساس ضعف دوست‌داران اسلام و انقلاب و کشور و ملت شد؟!؟


آقای موسوی!؛

اگر این روزها کمتر از تقلب و کمیته‌ی صیانت از آراء و... حرف می‌زنی و کاسه داغ‌تر از آش شده‌ای، برای تطهیر و دفاع از متهمین و مجرمین دخیل و درگیر در اغتشاشات، مجرمین و متهمینی که خود به اعمال غیر قانونی و ساختارشکن خود اعتراف کرده‌اند؛ باید بدانی که ما یادمان نرفته و هنوز منتظر ارائه دلایل و مدارک، برای اثبات ادعای تقلب 11 میلیونی! در انتخابات دهم ریاست جمهوری هستیم که اگر نتوانی اثبات کنی، باید تو را هم با لباس زندان در جایگاه متهم ردیف اول در دادگاه ببینیم وگرنه به عدالت دستگاه قضایی شک خواهیم کرد!


برادر مجاهد دیروز و [...] امروز!

در دادگاه و از زبان برخی از متهمین به اغتشاش که از جوانان همین مرز و بوم هستند، شنيدم که تو را مسئول قرار گرفتنشان در جایگاه متهم و مجرم می‌دانند.

تویی که با تهمت و دروغ بستن به نتایج و دست‌اندرکاران اجرایی انتخابات، که از شریف‌ترین اقشار جامعه ما و اکثراً از فرهنگیان محترم بودند، به یک انتحار اخلاقی - سیاسی دست‌زدی و احساسات پاک برخی از جوانان حق‌جو و حق‌طلب را به بازی گرفتی و زمینه‌ای را فراهم کردی برای حضور منافقین و سلطنت‌طلبان و به خاک و خون کشیده شدن تعدادی از هموطنانمان.

و تو آقای میر حسین، امروز رسماً از حاكميت خارج شده اي .


ای مرد قانون و قانون‌مداری!

یادت نرود؛ چون ما یادمان نمی‌رود که چه گفتی و چه کردی.

یادت نرود که به خاطر خودخواهی و شهوت قدرت و بی‌تدبیری و نابخردی تو خون چه کسانی به زمین ریخت.

یادت نرود که شعار قانون‌گرایی‌ات را خودت زیر پا له کردی و از اعتبار انداختی.

یادت نرود که مثل عروسک خیمه‌شب‌بازی، بازیچه دست دوستان مغرض یا نادان شدی.

یادت نرود که اقتدار ملی و بین‌المللی این کشور را به بازی گرفتی و به چالش کشیدی.

و یادت نرود که...

منتظر روزی هستم که تو را و دیگرمتهمين اصلي اين اغتشاشات را در دادگاه ببینم و پاسخ‌هایتان را بشنوم، همان‌طور که پاسخ‌ها و شرمندگی‌های ابطحي و عطريانفر را دیدم و شنیدم!

و انسان‌های ضعیف النفس، چه زود خود و عمل‌کردشان را منکر می‌شوند!!!

نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 16:20 توسط علیرضاآقاجانی| |

 

عيد فطر روزى است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها بر گزيده است و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در اين روز نزد حضرت او گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاى خويش پوزش خواهند، نيازهاى خويش به نزد او آرند و آرزوهاى خويش از او خواهند ونيز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نيازى به او آرند، بر آوره و بيش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشايش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نمى‏برند.

نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 13:45 توسط علیرضاآقاجانی|

 

درمانده‌ام و پریشان، از بار سنگین گناهانی که به دوش می کشم.

گناهانی که خواسته و ناخواسته مرتکبشان شده‌ام و فراموش کرده‌ام که از گنه کارانم و شاید به قدری با گناهانم همنشین شده‌ام که فرقشان را از ثواب و درستکاری از یاد برده‌ام.

و این لحظات، فرصتی است برای پاک شدن، برای بیدار شدن از غفلت و برای عاشق شدن و این شب‌ها، شب یلداست.

و یلدا طولانی‌تر شب سال است و یلدای رمضان، طولانی‌ترین شب عاشقان معبود بی‌همتا.

و علی(ع) عاشق‌ترین عشاق است و عشق را چه زیبا معنا کرده.

او عشق را در محراب و با خون خود به معشوقش عرضه کرد و مظلومیتش را جاودانه.

در این شب‌های رحمت و مغفرت یاد ما هم باشید.

به قول شاعر:

"اگر یادتان بود و باران گرفت، دعایی به حال بیابان کنید."

 

 تشنه‌ی قطره‌های حیات بخش معنویت، از آسمان رحمت خداوند هستیم.

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 17:8 توسط علیرضاآقاجانی| |

 

 

 موسوي با كله شقي ويژه خود در ايام پس از انتخابات چنان جوي در اردوگاه اصلاح طلبان به وجود آورد كه همگي تمام برگ‌هاي خود را خرج كردند و تقريبا هيچ يك از شخصيت هاي اصلي اصلاح طلب محض احتياط هم درون چارچوب نظام باقي نماندند.


بعضي از آنها كه اين روزها در دستگاه فكري معيوب ساخته دست ميرحسين و اطرافيانش زندگي مي‌كنند، بخاطر فضاي ذهني خلل ناپذيري كه پيرامونشان ساخته شده، در اين مدت نخواسته‌اند يا فرصت نكرده‌اند كه اندكي هم درباره اينكه -آيا موسوي بهترين تاكتيك را براي حفظ و پيشبرد گفتمان اصلاحات به كار برد؟ بينديشند. از آنجا كه يكي از ويژگي‌هاي اصيل اين طرز تفكر ، فرافكني و عدم پذيرش نقص‌ها و مشكلات است، برآن شدم كه نقد تاكتيكي و البته غيرگفتماني عملكرد موسوي را خود بر عهده بگيرم تا شايد دوستان اصلاح طلب درك كنند كه ميرحسين موسوي چه ضربات مهلكي به جنبش از نظر ما به اصطلاح اصلاحات وارد كرده است. نقدي كه مطمئنا تا چندي بعد در محافل خصوصي رفرميست‌ها و بعد از مدتي طولاني  براي حفظ پرستيژ نپذيرفتن شكست در نشريات و رسانه‌هاي اصلاح طلب منعكس خواهد شد.


‪1- ‬خروج از استراتژي استحاله نرم


مهم‌ترين آسيب موسوي براي اصلاحات، خروج ناشيانه از استراتژي قراردادي في مابين اصلاح طلبان مبني بر بازي در چارچوب نظام و قانون اساسي و تلاش براي نفوذ در حكومت از طريق انتخابات  بود. خروجي كه عجولانه و در فضايي غيرعقلاني و عصبي و از سر استيصال و سرخوردگي انجام شد و نشان داد، اصلاحات فاقد يك مغز متفكر منطقي و آرام و مسلط به اوضاع است. چهره‌هاي شاخص اصلاحات درباره اين استراتژي قراردادي بارها در رسانه‌هاي خود سخن گفتند و مهم‌ترين نشانه آن استدلالات مكرر براي توجيه حضور در انتخابات و اقناع  تحريمي ها بود.


عبدالكريم سروش در مصاحبه‌اي با اعتماد ملي كه در ويژه نامه نمايشگاه كتاب اين روزنامه چاپ شد در اينباره چنين مي‌گويد:


( ببينيد ! من در ايران با دوستاني روبه رو بودم كه معتقد بودند در انتخابات نبايد شركت كرد. من با دلايل آنها حقيقتا قانع نشدم. مي‌دانم كه چه مي‌گويند و از چه زاويه‌اي به مسائل نگاه مي‌كنند. زاويه ديد آنها اين است كه انتخابات به هرحال بساطي است كه حكومت برپا مي‌كند و بازي كردن در اين بساط نهايتا سودش به نظام مي‌رسد. منتها وقتي از آنها مي‌پرسيدم، پس چكار بايد كرد جوابي نداشتند؟ يعني راه ديگري نمي‌ماند. لابد بايد انقلاب كرد، كارهاي براندازي كرد... در اينجا من به آنها قصه چاه كني را گفتم كه چاهي كنده بود، نمي‌دانست خاك آنرا كجا بريزد. شخصي به او گفت يك چاه ديگر بكن، اين خاك‌ها را در آن بريز. بقيه داستان معلوم است. اين آدم تا آخر عمرش چاه مي‌كند. خاك اولي را مي‌ريخت در دومي، دومي را در سومي... گفتم، ما يك انقلاب كرديم، يك عالم خاك از چاه جامعه آورديم بيرون و حالا مانده ايم كه اين خاك‌ها را كجا بريزيم. شما مي‌گوييد، يك چاه ديگر بكنيد؟ ولي باز همان سوال مطرح مي‌شود. خاك چاه دوم را كجا بريزيم؟ ما نمي‌توانيم عمري را به چاه كني سپري كنيم... ما ديگر نمي‌توانيم چاه كني را ادامه دهيم. واقعش اين است كه ما بايد وارد همين بازي شويم و اين بازي را آنقدر تقويت كنيم كه به جايي برسد كه نتايج واقعي داشته باشد. ممكن است ابتدا نتايجي بدهد نيمه مطلوب، اما به تدريج مطلوب خواهد شد. يعني به مطلوبيت نسبي مي‌رسد، مطلوبيت ايده آل كه هيچ وقت وجود ندارد. دموكراسي ايده آل در هيچ جا وجود ندارد. در اين جهان دنبال چيزهاي خالص نبايد گشت. به همين دليل در ايران كه بودم، همينطور در خارج ايران متوجه شدم نداهاي تحريم بسيار آهسته يا به كل خاموش شده. حتي بسياري از دوستان كه تحريميان بلندبانگ بودند، مي‌گفتند، ما راي نمي‌دهيم اما ديگران را به راي ندادن دعوت نمي‌كنيم. علي‌اي حال افراد آزادند كه به هركسي مي‌پسندند راي بدهند . من اما معتقدم كه بازي انتخابات، بازي دموكراسي است و دموكراسي هم هميشه از نقطه ضعيفي آغاز و به تدريج تقويت مي‌شود. انتظار دموكراسي كامل را هم در ابتداي مسير نبايد داشت. به همين سبب من فعاليت كساني را كه الآن در اين حوزه فعاليت مي‌كنند گرامي مي‌دارم و گمان مي‌كنم كار نيكويي مي‌كنند)


ميرحسين موسوي با عدم تمكين در برابر راي شوراي نگهبان و قانون اساسي و ولايت فقيه، عملا بازي در خارج محدوده نظام را در پيش گرفت كه به وضوح با استراتژي معهود و بلندمدت اصلاحات در تضاد است. شايد بتوان گفت عملكرد موسوي پس از انتخابات به منزله مهر پاياني بر استراتژي جوانمرگ شده اصلاحات است. البته پاياني تقريبا برگشت ناپذير و غيرقابل جبران! ‪

 
2- ‬گمراه شدن باقي شخصيت‌هاي اصلاح طلب


موسوي با اعتماد به نفس بالا و به عبارت بهتر كله شقي ويژه خود در ايام پس از انتخابات چنان جوي در اردوگاه اصلاح طلبان به وجود آورد كه همگي تمام برگ‌هاي خود را خرج كردند و تقريبا هيچيك از شخصيت‌هاي اصلي اصلاح طلب محض احتياط هم درون چارچوب نظام باقي نماندند. مشاركت، مجمع روحانيون مبارز، خاتمي، كروبي، موسوي و صانعي همگي در كنار نوري و طاهري اصفهاني و موسوي خوئيني‌ها و مجاهدين انقلاب قرار گرفتند تا تمام اصلاحات يكپارچه در منجلابي قرار گيرد كه ميرحسين ايجاد كرد.


‪ ۳از دست دادن حاميان انقلابي، مذهبي، قانونگرا، محافظه كار و ترسو


موسوي با حركت انتحاري و عجولانه خود باعث ريزش اين ‪ ۵‬دسته از حاميان اصلاحات شد. با خروج از دامنه قانون اساسي و ولايت فقيه، سه دسته اول را از دست داد و با ورود به عرصه فعاليت غيرقانوني و خشونت آميز و پرريسك، دو دسته آخر را كه تعداد قابل توجهي هم به شمار مي‌رفتند از دست داد.


4- ‬دادن مجوز برخورد به نهادهاي امنيتي


عملا تا پيش از اين هرگونه برخورد با اصلاح طلبان به علت پتانسيل بالاي مظلوم نمايي غيرقابل انجام بود. بي‌قانوني و اغتشاش دليل مورد نياز را براي نيروي انتظامي و وزارت اطلاعات و قوه قضائيه مهيا كرد تا با طيف گسترده‌اي از اصلاحاتيان برخورد شود. از اين گذشته اين حركت در مقياسي چند برابر تقابل ناكام تحصن مجلس ششم، مجوز رد صلاحيت‌هاي آتي را به شوراي نگهبان مي‌دهد با اين تفاوت كه ظرفيت مظلوم نمايي بخاطر بي‌قانوني آشكار ، لطمه زدن به مردم و مقابله مستقيم با نظام، بشدت پايين آمده است.


‪ 5- ‬مايوس كردن اپوزيسيون تحريمي


موسوي عملا با طرح بحث تقلب گسترده در انتخابات كاري كرد كه ديگر هيچوقت كس ديگري نتواند تحريمي‌ها را پاي صندوق راي بياورد، چرا كه اولين شرط آنها براي آمدن پاي صندوق اعتماد به اين است كه راي شان موثر خواهد بود. از سوي ديگر طرح بحث تقلب تعدادي از هواداران اصلاحات را به صف تحريمي ها مي افزايد و ميرحسين از اين طريق هم علاوه بر نكته ياد شده در شماره‪ 1‬ عملا راه حضور دموكراتيك اصلاحات در حكومت را مسدود كرد، چرا كه حضور دوباره در رقابت دموكراتيك مستلزم پاك كردن ذهن‌هاي حاميان از احتمال تقلب خواهد بود كه با توجه به پل‌هايي كه اين روزها پشت سر خود خراب مي كنند، كار غيرممكني به نظر مي‌رسد!


6- ‬زود سوختن بي‌بي‌سي فارسي و اوباما


اتفاقات اخير باعث شد كه شبكه تازه رسيده بي‌بي‌سي فارسي كه از دي ماه شروع به كار كرده بود و همينطور اوباماي دموكرات كه كلي براي موجه جلوه دادن خود برنامه ريزي كرده بود، در حركت‌هايي ناشيانه به سرعت دست خود را رو كرده و برنامه‌هاي بلندمدت آتي خود را نقش بر آب كنند و بهانه مقابله را به دست ايران بدهند.


حضرت امام خميني(ره) در جريان كشتار حجاج ايراني به دست سفاكان آل سعود در بيانيه‌اي به همين موضوع مي‌پردازند:


( خداوند بزرگ را سپاس مي‌گذاريم كه دشمنان ما و مخالفان سياست اسلامي ما را از كم عقلان و بي‌خردان قرار داده است، چرا كه خودشان هم درك نمي‌كنند كه حركت هاي كورشان سبب قوت و تبليغ انقلاب ما و معرف مظلوميت ملت ما گرديده است و در هر مرحله‌اي سبب ارتقاي مكتب و كشورمان را فراهم كرده‌اند كه اگر از صدها وسيله تبليغاتي استفاده مي‌كرديم و اگر هزاران مبلغ و روحاني را به اقطار عالم مي‌فرستاديم تا مرز واقعي بين اسلام راستين و اسلام آمريكايي و فرق بين حكومت عدل و حكومت سرسپردگان مدعي حمايت از اسلام را مشخص كنيم، به صورتي چنين زيبا نمي‌توانستيم (صحيفه امام، جلد‪ ،۲۰‬صفحه ‪3۵۰‬ ‪


7- ‬از بين رفتن امكان نقد دولت در چارچوب نظام


مهم‌ترين و كارآمدترين نقد وارد بر دولت احمدي نژاد، نقد آن در چارچوب نظام و با معيارهاي عرفي و قانوني جمهوري اسلامي بود. كه با اقدام اخير اصلاح طلبان به صورت كامل از دست آنها خارج شده اند. عدم التزام به قوانين جمهوري اسلامي و جهت‌گيري آن و خروج از محدوده آن و تقابل با ولايت فقيه و همسويي با بيگانگان و دشمنان ملت، عملا امكان نقد درون گفتماني را از دست اصلاح طلبان خارج كرد و اكنون آنها چاره‌اي ندارند جز اينكه با ادبياتي اپوزيسيوني و برون گفتماني، مشابه ادبيات نهضت آزادي به نقد كليت نظام و دولت بپردازند و حال آنكه هر انساني بخوبي مي داند كه نقد برون گفتماني هيچگاه باعث اصلاح دروني سيستم نخواهد شد مگر اينكه به براندازي اساسي آن بپردازد.


‪ ۸فاصله گرفتن اذهان از واقعيت و رفع نواقص دروني


آخرين ضربه‌اي كه دستگاه فكري و جهت‌گيري سياسي ميرحسين موسوي به اصلاحات وارد كرده است، گرفتن امكان نقد درون گفتماني در جبهه اصلاحات است. طرح ادعاي تقلب و انداختن همه تقصيرات برعهده دولت و حكومت مانع از درك دلايل واقعي مسائل مي‌شود. طرح ادعاي تقلب باعث ايجاد ذهنيت مجازي و خوش خيالي در هواداران مي‌شود و اگر واقعا تا حدي صورت گرفته باشد باعث حل تك پارامتري مساله و عدم اشراف به مشكلات خودي و نقاط قوت جبهه مقابل مي‌شود و از سوي ديگر ياس و سرخوردگي را براي آينده نهضت به ارث خواهد گذاشت.


و اينها را نوشتم، چرا كه جهل و خوش خيالي كاذب را حتي براي مخالفانم نمي پسندم.

 

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 19:34 توسط علیرضاآقاجانی| |